
درود بر همه ناجوان مردان این سرزمین به خاک و خون کشیده شده بر همهء بی غیرت های آزاد سلام بر شما دوست عزیز که در سختی و ظلم زندگی می کنی لب باز نمی کنی و هیچ اعتراضی نمی کنی.
این مطلب آخرین مطلب وبلاگی که پستی و بلندی های زیادی رو پشت سر گذاشت است.کسانی که خون جگر خوردیم تا دیگران کمی فکر کنند ولی هیچ چیز جز اینکه ایرانیان مردمی ترسو و دورو و بی مسئولیت هستند نفهمیدیم , در هیچ صحنه ای قدرت نشان نمی دهند درست است این ما هستیم .
بی مقدمه آغار می کنم اطرافمان جز فشار و چانه زنی هیچ نیست جز آرزو های پوچ وعشق های فنا پذیر هیچ نمی بینیم. بعد از ۳۰۰ سال فکر مردم تغییر نکرده و همیشه در سایه کثیف دین بوده, اعتراض های مردمی که هیچ فکر نمی کردند, فقط آزروی نادانی بوده و هست و دل خود را با چیز هایی خوش کرده اند که جز لایه ای بر روی فرهنگ و افکاره آزادی طلبشان بیش نیست.بله این دین این چهارچوب از قبل نخواسته شده ما را در این فلاکت غوطه ور کرده است.
امروز بعد از ۲۸ سال , ترس و وحشتی که در دل های ما جوانه زده بود حال به درختی بلند با خارهای تیز و زهراگین تبدیل شده است.همه چیز را ازما گرفته اند آزادی کوچک ترین حق یک انسان را از ما دور کرده اند و با مهر ننگین دین آن را توجیح کرده اند.همین قشر مذهبیون و ملا ها که امروز قدرت دارند دین را خواسته و ناخواسته , این دین اشتباه را به وجودمان تزریق کرده اند.
ما خودمان نخواسته ایم , به دولت آزادی خواه فکر نکرده ایم , با حرف هایی که به دهان نسل قدیم شیرین بود گول خورده ایم و گول خورده اند.
اگربه فکر آزادی هم باشیم باز هم عمل نمی کنیم و تغییر در خود بوجود نمی آوریم و این ریشه در تاریخ و افکار پوچ شده ما دارد.
ترس ترس ترس و گفتن"با این کار من چه می شود چه کسی برایش فرق می کند "قدرت اعتراض را از ما گرفته است. سال های گذشته ما با وجود سر کوب گذشته, با وجود عصیان بوده و هیچ مخالفت و مبارزه و حرفی از گلوی خشکیده ما بیرون نیامده.
امروز کوچک ترین رکن آزادی را از ما می گیرند سر را در آب فر می کنند به پوشش متذکر می شوند و ما را در زیر تازیانه ها پرورش می دهند فردا همین بدن پوچ و عقل خالی از فکر مارا نیز می گیرند همه چیر را صلب می کنند .
سیاست داخلی کشور جز تورم زایی و نفرت هیچ نیست.
سیاست خارجی هم جز تهدید و تحریم خیچ نیست.

مردمی که فقر و ترس زندگیشان را فرا گرفته و دولت سرکوب گر را پذیرفته اند دیگر نای سخن گفتن ندارند چون با همین حرف تکه نان شب شان را هم از دست می دهند.این کشور با حکومت دیکتاتور با سرکوب افراد و افکار همین امید به زندگی را هم از ما گرفته است.ما انتظار تغییر مردم را نداریم چون این کار یعنی انقلاب فکری فرهنگی در این جامعه امکان پذیر نیست.ما خود را تغییر می دهیم و دولت آزادی طلب می خواهیم زیرا با وجود آزادی فکر صحیح پرورانده می شود.
این رئیس جمهور پپولیست(مردم گرا یعنی با رای عوام تثبیت شده) در عین حال در جوامع دیگر آنارشیست افسار این حکومت را به دست گرفته و به دره ی تاریکی هدایت می کند.قدرت های سرمایه دار در جنگ جناح ها و روشن فکران در جدال. این مردم ملعون در میان زغال سنگ و نفت کوره های آنها شده اند.
حال در جای خود نشسته ایم و با واقیتی آشنا می شویم, ما ایرانیان لیاقت آزاد زیستن نداریم چون نه می خواهیم و نه تلاش می کنیم و بوسیله ی دین, این دین دست کاری شده غلت و با سوءاستفاده ملا ها, در چارچوبی قرار گرفته ایم که مارا در لجن و بی فکری می کشاند و اول زبان و بعد دیدگان مارا کور می کند.
دم از به پا خاستن و فریاد و جنگ نمی زنم دم از تغییر می زنم, از تغییر در افکار و کنار گذاشتن مسایل دینی و غیرتی .
امروز همه چیز را کنار بگذارید ترس از مرگ و خفقان را بشکنید به پا خیزید و تغییر را در خود بوجود آورید که بعد ها نتیجه آن آزادی های بی پایان باشد.

برای آزاد بودم می جنگیم و می میریم تا مردمی راحت آزاد داشته باشیم.
بدرود تا روزی که رنگ آزادی کفن های مارا شاداب کند و بر بدن های گذشتگان نقش ببند
از آغار تا پایان هیچ نبود.............!
درود بر تمامی دوستان و دونبال کنندگان وب لاگ در کلام اول باید عذرخواهی در مورد دیر شدن آپ و نگذاشتن دانلود در مطلب قبل بکنم و بعد آغار سال جدید ما آریاییان را به شما تبریک می گویم و سال را با آرزوی آزادی و آرامش آغاز می کنیم.
مطلب امروز من مربوط می شود به تابو ها و رفتار های غلط در بلک متال ایران راه های اشتباه که در ایران برای پیشبرد بلک متال صورت گرفته است.
در چند خط اول باید جامعه ای را به زیر سوال ببرم که ترس در آن بیداد می کند و تفکر در آن به هیچ وجه آشکار نشده است و راه مردم عادی و همان عوام با کسانی که موسیقی را راهی برای عبرت گرفتن از موسیقی پیش گرفته اندمقایسه کنم.
امروز زمانی که من و شما در خیابان راه می رویمافرادی را می بینیم که برای بدست آوردن لقمه ای نان به هر کاری دست می زنند. و برای ریسیدن به آن از تفکر کردن و هم نوع بینی گذر می کنندو به آن چیز که از کنارش گذشته اند فکر نمی کنند.
من می گویم دید کسانی که به سمت موسیقی رفته اند نسبت به جامعه و افراد عادی فرق دارد و دید بازتر و معقول تری به آنچه می گذرد نگاه می کنند و سعی در تشخیس خوب و بد دارند و هر چیز که از دیگران به آنها القا شود را به راحتی نمی پذیرند.
شاید بارها پیش آمده باشد که ما به دور و بر مان بنگریم بخندیم و بگوییم "کاش کمی فکر و اندیشه باعث پیشرفت می شد".
ولی آیا ما با این طرز تفکر خود راه درستی پیش گرفته ایم؟آیا می دانیم در همین زمینهء موسیقی خود را به کدام طرف سوق می دهیم؟
پس بهتر است اول به خودمان بنگریم و بعد قضاوت کنیم به نوع موسیقی که گوش می دهیم نوع فراگیری آن.
شاید این راه اشتباه که ما برای پیشبرد متال در ایران پیش گرفته ایم غلط است و می دانیم که در بن بست هستیم ولی هیچگاه به پایان آن نمی رسیم.
نوع آشنایی در موسیقی دست به دست به ما رسیده و از همان اول غلط بوده یا در موسیقی از جمله متال ما با بزرگ نمایی خود را مطرح کرده ایم و یا با گذشتن سطحی از آهنگ و نگاه دقیق به آن نکردن خود را به نوعی ارضای موسیقایی کرده ایم و خود را به نوعی با ان در آمیخته ایم.
آیا موسیقی یعنی همان تکرار ملودی های مکرر و هوک های زیبای درام و نگاه به صدای وکال و گیتار است؟و این را برای خود نوعی تحلیل صحیح قرار داده ایم آیا این نوع سخن گفتن که این نقطهء آهنگ زیبا بوده و یا نوع نواختن در این پارت عالی بوده تحلیلی است بر موسیقی نواخته شده؟آیا این گونه ساده گذشتن این نوع سطحی نگری درک درست از موسیقی است و ما این را تحلیل می نامیم؟و هیچ نگاهی به گذشته و حرف درونی آن نداریم؟
حرف من این است که چرا ما باید به یک آهنگ به سادگی نگاه کنیم یعنی نگاه سطی و بدون تفکری در لیریک و نوع نواختن سازها.چرا نباید به دلایل معقول و فرا گیر نگاه نکنیم؟آیا فقط سریع گذشتن از کنار موسیقی و یا چند بار گوش دادن بری درک زبان آن کافی است؟
برای مثال نگاه به گروهی همچون میهم و به آهنگ های آن در تمامی بلک متالر های ایران دیده می شود و تمامی ما سعی در قبولاندن این داریم که درک درست از این موسیقی غنی داریم و با نگاه باد گونه ای با چند بار گوش دادن از آغوش این موسیقی فاصله می گیریم این فقط مختص میهم نیست بلکه یک حرف کلی است.
ما چشمان خود را بسته ایمراه را در پیش گرفته ایم به راحتی به دیواری در مقابله خود برخورد می کنیم و باز چشم را می بندیم و به راه ادامه می دهیم.
شاید بهتر باشد تعصب و گرایشات غلط را دور بریزیم و گوش و جان را تقدیم به موسیقی کنیم راهی را پیش بگیریم که از درون موسیقی پرواز می کند از فلسفهء موسیقی می گوید از حرف های نگفته صحبت می کند و در خلاصهء این کلام ما را با اصل آن اشنا می کند.
شاید بند های همچون تنهی و جوداس اسکریوت در میان بلک متال ایران جای زیادی نداشته باشد ولی فلسفه ای در این موسیقی نهفته آرامشی در سازها وجود دارد و سوال هایی را پاسخ می دهد که شاید خیلی ها به دنبال آن بوده اند(از جمله فلسفه های انسان گرایی وجود خدا وشیطان و درون انسان حال نمی توان به راحتی از این موسیقی به راحتی دوری گرفت)
بهتر است فکر هارا آماده کنیم مغز را آمادهءجواب گیری و پاسخ دهی کنیم و خوب درک کردن را از بد آن تشخیص دهیم.
ما نیاز به تحول در موسیقی نداریم بلکه نیاز به تحول در خود داریم و راهی را باید پیش بگیریم که بلک متال را بر اوج قله خود قرار دهد نه فقط به دامنه های سرد آن بنگریم بلکه باید شروع کنیم و فهم خود را از آنچه می شنویم تغییر دهیم.
حال وقتی به مردم می نگریم مردم نیز همیشه به دنبال تغییرات بزرگ اند و هیچ تغییری در خود از نظر فکری و چه از نظر فرهنگی بوجود نمی آورند و به دنبال مقصود های بزرگ با افکار کوچک اند حال نگذاریم متال دچار این معضل شود و خود اول سعی در تغییر خود باشیم و بعد به دنبال تغییرات بزرگ و برای تعریف صحیح موسیقی برای ذهن خود بکوشیم.
در کلام آخر نیز باید بگویم که همیشه در وهلهء اول به فکر تغییر خود و بعد دیگران باشیم.
سال کوروش بزرگ رو نیز به تمامی دوشتان وطن پرستم تبریک می گویم.

این بار خواستم یک بیوگرافی از بند Nocurnal Depression بزارم.
بند فرانسوی Nocturnal Depression در سال 2004 در کشور پاریس شروع به کار کرد.این بند فعالیت خود را در سبک Depressive Black Metal شروع کرد و هنوز نیز این بند در همین سبک به کار خود ادامه میدهد.لیریک و متن آهنگ های این گروه درباره خودکشی , مرگ , طبیعت , غم, و نا امیدی میباشد که این نکته در لیریک های این بند کاملا مشخص است .
از اعضای این بند که در حال حاضر در گروه فعالیت میکنند میتوان به Lord Lokhread و Herr Suizid اشاره کرد که Lord Lokhread فقط نقش وکال را به عهده دارد و نقش نواختن ساز ها نیز بر عهده Herr Suizid میباشد .
اولین دموی این بند در سال 2004 با عنوان ُSuicidal Thoughts روانه بازار شد که لیست ترک ها و کاور این آلبوم در زیر قابل مشاهده است :
|
1. |
A ghostly face into the night |
06:20 |
|
|
2. |
When darkness cover my soul |
19:59 |
|
|
3. |
As some blades penetrating my flesh |
13:44 |
|
|
4. |
...And the forest answer to my call |
04:49 |
|
|
1. |
Into the arms of fog |
08:54 |
|
|
2. |
Near to the stars |
13:08 |
|
|
3. |
I am the black wizards (Emperor cover) |
14:29 |
|
|
4. |
|
06:30 |
|
|
5. |
Lost into the nothingness |
00:28 |
|
|
1. |
Voices From Inside |
21:25 |
|
|
2. |
The Rope Cercling My Neck |
08:21 |
|
|
3. |
Springtime Depression (Forgotten Tomb cover) |
04:48 |
|
|
4. |
Manchmal Wenn Sie Schläft (Nargaroth cover) |
18:18 |
|
|
5. |
Astre De Nuit |
04:20 |
|
|
1. |
Solitude |
|
|
|
2. |
Self-Mutilation (Anthem to Blades) |
|
|
|
3. |
Fuck Off Parisian Black Metal Scene |
|
|
|
4. |
The Crying Wolf |
|
|
|
1. |
And Fall the February Snow |
09:19 |
|
|
2. |
A Life To Suffer |
15:13 |
|
|
3. |
Intermezzo Pt I - Fragments Of The Past.... |
04:24 |
|
|
4. |
Suicidal Metal Anthems |
12:20 |
|
|
5. |
Intermezzo Pt II - ... Lie Broken And Lifeless |
05:11 |
|
|
6. |
Nostalgia |
20:34 |
|
|
7. |
In My Dreams |
08:32 |
|
آلبوم بعدی این بند یک Split-Album در سال 2006 با بند فرانسوی Funeral RIP بود . این بند فرانسوی در سبک بلک متال فعالیت میکند و تا الان حدودا خود را قوی نشان داده است...
لیست ترک های این Split-Album در زیر قابل مشاهده است :
|
1. |
Solitude |
|
|
|
2. |
Self-Mutilation (Anthem to Blades) |
|
|
|
3. |
Fuck Off Parisian Black Metal Scene |
|
|
|
4. |
The Crying Wolf |
|
|
|
5. |
Intro : Beer of Black Metal |
|
|
|
6. |
Holocauste |
|
|
|
7. |
Enfer Noir |
|
|
|
8. |
Destruction |
|
|
|
9. |
Mystere N octurne |
|
|
|
10. |
Transilvanian Hunger (Cover Darkthrone) |
|
|
|
11. |
Outrro : Enf of the Beer of Black Metal |
|
|
اگر دقت کرده باشید لیست ترک های بند Nocturnal Depression همان لیست ترک های دموی 2005 این بند به اسم Fuck Off Parisian Black Metal Scene بود که در این Split-Album دوباره تکرار شده است .
آخرین دموی این بند نیز در سال 2006 با عنوان Four Seasons To A Depression بود که این دمو بوسیله لیبل Eisiger Mond Production در 300 کپی روانه بازار شد . این دمو در وصف چهار فصل سال بود که آلبومی ساده و درعین حال بسیار شنیدنی است ...
لیست ترک ها و کاور این آلبوم در زیر قابل مشاهده است :
|
1. |
Fjaer (spring) |
10:48 |
|
|
2. |
Sommer (summer) |
08:49 |
|
|
3. |
Host (autumn) |
09:01 |
|
|
4. |
Vinter (winter) |
10:08 |
|
لیست ترک ها و کاور دیدنی این آلبوم در زیر قابل مشاهده است :
|
1. |
Anthem to Self-Destruction |
08:46 |
|
|
2. |
The Stars Lightening My Path |
10:52 |
|
|
3. |
Bonus/Hidden Track |
05:28 |
|
|
4. |
Join Me With Suicide |
14:19 |
|
|
5. |
Hear My Voice...Kill Yourself |
20:18 |
|
لیست ترک های این آلبوم نیز در زیر درج شده است :
|
1. |
The Whispering Ghost |
|
|
|
2. |
A Life For Suffering |
|
|
|
3. |
Despair And Solitude |
|
|
|
4. |
Fading Away In The Fog |
|
|
|
5. |
Nevica |
|
|
+++++++++++++++++++++++++++++++++++

+++++++++++++++++++++++++++++++++++
در نهایت اگر بخواهیم یک نگاه کلی به آلبوم های این بند داشته باشیم خواهیم دید که این بند از موسیقی حدودا سطح پایینی برخوردار است اما این سادگی نمیتواند دید مارا نسبت به این بند تغییر دهد ... از دید من سادگی موسیقی Nocturnal Depression تمام زیبایی آن است ...!!! سادگی کارهای این بند برای کسانی که با این بند آشنایی کاملی دارند حرف های زیادی میزند ...
موسیقی ساده ی این بند از گرفتگی خاصی برخوردار است که وقتی وکال وارد این جو گرفته میشود غوغایی به پا میشود که شما فقط با شنیدن کار های این بند به آنها پی می برید ....
در زیر نیز تکه ای از کلیپ این بند برای شما عزیزان قابل دانلود میباشد به همراه آلبوم Silencer که قول این آلبوم را در پست قبلی به شما داده بودم و به همراه یک آلبوم از بند Aryan Wind... آلبوم بند Nocturnal Depression نیز در پست بعدی برای شما قابل دانلود خواهد بود.
+++++++++++++++++++++++++++++++++++
در آخر باید درمورد قالب جدید وبلاگ یک توضیح مختصر بدم ... این قالب توسط خودم طراحی شده و موسیقی این قالب نیز از بند Xasthur با نام Lurking In Silence میباشد.
قالب سعی شد که عامه پسند طراحی شود و از رنگهای بهتری نسبت به قالب قبلی در تهیه این قالب استفاده شد .
یک درخواست کوچک نیز از دوستانی که لوگوی ما را در وبلاگ یا سایتشان قرار داده اند دارم و آن هم این است که کد لوگوی جدید را قرار دهند زیرا که این لوگو نسبت به لوگوی قبلی از زیبایی بیشتری برخوردار است و نیز هم اکنون لوگوی رسمی وبلاگ است .
با تشکر از تمام دوستانی که در سال گذشته ما را یاری دادند ...

از خواب پرید صورتش پر شده بود از دانه های شور عرق بدون اینکه فکر کند می خواست که به کنار ساحل برد و می از کابوسیکه دیده بود دور شود از خانه بیرون می آید. فضای اطرافش دیگر فرق کرده همه جا به ستیز با او پرداخته است درختان,مردم,خیابان همه و همه می خواهند به او زندگی کردن را یاد بدهند.
کدام زندگی ؟کابوس همیشه بیدار؟شادی پوشیده شده با پتوی غم؟
از داخل جنگل افکارش می گذرد ویاد نصیحت های شنیده گذشته می افتد جنگل افکارش محل دفن آنهاست محل طعنه و ستیز محل زخم وشلاق,پوسیده بدش را داخل جنگل می کند دیگر جنگل نیست سیاه شده,دیگر بر انگشتان درختان برگ نروییده دیگر صدای موسیقی آبشار رنگ ندارد نوا ندارد دیگر بازی رنگ های جنگل یکنواحت شده همه سیاه هر چیز سیاه.
تمام وجودش در این حا فرو رفته,سخن های ناگفته زمزمه های ذهن او شده.بوی کنده های سوخته بینی او را مشغول کرده .حس غریبی به او دست داده این جنگل فقط قدرت در بلعیدن همه چیز دارد و بس با فضای سرد و تاریک تر از انچه خود اوست.
باد سوز ناکی درختان را به رقص در می اورد و رعب و وخشت را به جنگل هدیه می کند.تلالو نور ماه از مبان درختان سیاه و شکسته راه را برای او مشخص می کند بله,راه راه سقوط است,جنگل جنگل ناامیدی,امید امید پوسیده و کم سو.
از جنگل که خارج شد به کنار ساحل دریا با شن هایی سیاه و بد بو رسید باد با شدت شن ها را به صورت او می زد گویی طبیعت هم دل خوشی از او ندار,چه کند؟در تمام عمر با ننگ به زندگی کردن حیات را ادامه داد در تمام عمر با زجر و غم دست و پنجه نرم می کرد,شاید خق می دهد که صورتی شرخ از آن همه مشکل داسته باشد.
از خود می پرسد خوب چیست؟جواب می دهد حتما همان تعریف همیشگی یعنی خوب اینکه هر آنچه که قدرت عقل و تفکر را افزایش دهد.از خود پرسید پس بد چیست؟باز از خودش جواب شنید همان که انسان را رذل و پلید کند به خود نگاه کرد و با آه گفت پس من همان
وچ انسانم که محکوم به زندگی شده ام نه خوبم و نه بد پس چه هستم باد سرد زمستان؟من دمیده شدم سوختم همه چیز بر من تحمیل شده غم ناراحتی سکوت سیاه مرگ افکارم بود.
در کنار سنگ سرد وتیزی مینشیند کم و بیش سرمای سنگ به او غلبه می کند دیگر چشم هایش خون رنگ شده است به دور که نگاه میکند دریای سیاه با موج های نا آرام را می بیند به خود می گوید من باید با دریا عنص بگیرم مانند دریا بزرگ و سرد و بی روح ,ساکت و در عین حال خروشان در درونم بس است این زندگی غم زنده.
از جا بر خاست به سمت دریا رفت به خود گفت شاید آن جا در آن اعماق جایی برای بهتر زیستن من باشد جایی که با موج ها حرف بزنم در دره های تاریک دریا عاری از هر گونه اضطراب زندگی کنم,او تن را به آب زد ورفت شاید به آرزوی دیرین رسید شاید آزاد شد دیگر افکارش دفن نشد... .
بعد از آن روز دیگر در خانه ی او بسته نشد و صدای زوزه ی باد در خانه جای خالی او را پر کرد چون او رفت هیچ رفت چون در این عالم هیچ نبود.
Silencer & Diagnose Lebensgefahr

با عرض سلام و درود خدمت تمام دوستان عزیز و با عرض معذرت بابت دیر شدن مدت این آپدیت . این بار خواستم یه مطلب جالب تر و خواندنی تر برای شما دوستان بزارم . این مطلب در مورد بند silencer و بند جدید nattramn به اسم Diagnose Lebensgefahr است . silencer که یک بند بلک متال سویدی است در سال 1995 تاسیس شد و در سال 1998 دموی خود را به نام Death pierce me را عرضه کرد که این دمو تنها با یک ترک Death pierce me به بازار عرضه شد که در سال 2001 این دمو با 5 ترک دیگرکامل شد و به صورت آلبوم به بازار عرضه شد :
|
1 |
Sterile Nails And Thunderbowels |
|
2 |
Taklamakan |
|
3 |
The Slow Kill In The Cold |
|
4 |
I Shall Lead, You Shall Follow |
|
5 |
Feeble Are You - Sons Of Sion |
میتوان به جرأت گفت که این بند یکی از بهترین بند های بلک متال سویدی است . درباره اعضای گروه silencer اطلاعات کاملی وجود ندارد و در مورد اعضای Diagnose Lebensgefahr هیچ اطلاعاتی وجود ندارد !
اولین و به نظر من مهمترین عضو گروه وکال این بند به اسم nattramn است این وکال در مقایسه با بسیاری از وکال های ضعیف موجود درخیلی از بند های بلک متال بسیار قدرتمند است و با جیغ های دیوانه وار خود جو بسیار گرفته ای رو به وجود آورده که شما این ناراحتی و افسردگی وکال رو میتوانید در ترک I shall lead you shall follow حس کنید . از نظر شخصی من این ترک شنیدنی ترین ترک این بند است . و در آخر نیز باید به نکاتی در مورد nattramn اشاره کنم :
قطع دست های این وکال علامت سوالی برای بسیاری همانند من است ولی در حال حاضر این طور که گفته شده یک دست این وکال از مچ کاملا قطع است و دست دیگرش نیز از مچ حدودا از بین رفته و این نکته در عکس nattramn در زیر قابل مشاهده است .

نکته دوم شرکت او در بند Frostrike است که این نکته شایعه ای غلط بیش نیست زیرا این شایعه فقط به دلیل شباهت اسمی nattramn به nattram است !!!

عضو دوم این بند در نقش گیتار و بیس به اسم Leere که نقش خود را در گروه بسیار قوی ایفا کرده است سابقه کار در گروه shining را هم داشته است و من در کارش هیچ عیبی ندیدم .
عضو سوم و آخرین عضو این بند درامر گروه میباشد که این درامر قدرتمند سابقه کار در گروه هایی همچون Bethlehem (Ger), Deinonychus, Imperia, Angel (Hol), -A-Rise رو هم داشته .
در حال حاضر هم silencer به طور کلی از هم پاشیده شده و تمام فعالیت nattramn در بند Diagnose Lebensgefahr است . در مورد آلبوم های این بند جدید نیز باید بگم که اولین دموی این بند در سال 2005 با عنوان Transformalin ضبط شد که این دمو نیز مانند دموی silencer تنها دارای یک ترک با نام Transformalin بود و در سال 2006 نیز اولین آلبوم این بند با همان نام Transformalin ریلیز شد که این آلبوم با 10 ترک دیگر کامل شد که در زیر میتوانید نام های تمام این ترک ها رو مشاهده کنید :
The Level Beyond Human
Flaggan På Halv Stång I Drömmens Västergård
Upon The High Horse Of Selfdestruction
Situazion: Lebensgefahr
Anoxi
The Last Breath Of Tellus
Mani VS Apati
Tillsammans Men Ensam I Stillhetens Kapell
Obducentens Dröm
De Vårdar Mig In I Döden
+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
توضیحات متال آرشیو در مورد این بند جدید :
به nattramn پیشنهاد شد که موسیقی را به عنوان درمان و باز توانی در طی 1 سال بنویسد و ضبط کند . بی توجه به سلامتی و قوام شخصیتی او transformalin نگاه عمیقی به درون ذهن گمشده سال های پیش او بود که در نتیجه آن 11 ترک صوتی شخصی و پریشان تحت عنوان transformalin منتشر شد .
Diagnose Lebensgefahr یک همکاری بین nattramn و بخش روانشناسی Växjö و اداره بیمه و تندرستی Växjö بود .
Diagnose Lebensgefahr نمیبایست به عنوان بخش دوم silencer محسوب شود بلکه بیشتر به عنوان face two در دگرگونی روح و جسم nattramn محسوب میشود . همچنان که آینده ی nattrmn نامشخص است , همیشه بود و همیشه خواهد بود آینده Diagnose Lebensgefahr نیز همینطور است ... .
(عکس این بند نیز در زیر قابل مشاهده است) :

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
من برای معرفی بیشتر این دو بند از لخاظ عقاید یک لیریک از بند silencer و یک لیریک نیز از بند Deagnose Lebengefahr ترجمه کردم که امیدورام که مطالعه کنید و لذت ببرید .
+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
I Shall Lead You Shall Follow
Panzer Riders
Through Bloody Storms,
Acid Spiders
In Uniforms
Golden Gleams
That Are Sunken Streams,
Buried In The Coil
Of Infinite Di - Visions
I Doom The Carriers Of Wombs,
Opened Are Your Shallow Tombs
The Consumption Of Six Million Stars,
Cyclonic Winds In Septic Wars
Shed Are The Blood Of Jewmans,
Slay The Lion Of Juda,
Revive The Night Of
Convert My Ashes,
Rebuild Me In The Spiral World
Of Nowhere
My Only Solution
Is The Cosmic Conclusion -
Bow For Me!
...Drei Blintzeln Kapitan!
(Nein, Nicht, Noch Einmal!)
+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
من رهبری خواهم کرد تو پیروی خواهی کرد
خوانندگان مسلح
از میان طوفان خونین
عنکبوت های زهراگین
بر روی لباس ها
جویبار های فرو رفته
مدفون در پیچ و خم ها
زایش بی انتها
من حاملان زهدان ها(رحم ها) را محکوم میکنم
گورهایتان باز هستند
تخمین 6 میلیون ستاره
گردبار های تند در جنگهای موحش
ساختمان ها از خون مردان بنا شدند
شیر جودا را بکشید
شبهای مهتابی را د.باره زنده کن
خاکسترم را مبدل کن
دباره مرا در جهان دیگری بازسازی کن
از هیچ کجا
تنها راه حل من
برداشتی جهانی است
برای من تعظیم کن
سه ناخدای چشمک زن ...!
+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
Upon The High Horse Of Self Destruction
Upon the high horse of self destruction
Wounded for life of course
Listen to the voice of pain
As the body screams: torsion!
Determined to dive
Into the next wave
Of pulsating blood
The fire of life
No longer burns my flesh
I receive death
With eyes open
I have swallowed the key
Throw my bones to the pigs
+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
بالا تر از نابودی خودم (بر فراز اسب بلند نابودی خودم)
بالا تر از نابودی خودم (بر فراز اسب بلند نابودی خودم)
زخمی به خاطر زندگی دشوار
به صدای درد گوش کن
همچنان که جسد جیغ میکشد : شکنجه !
تصمیم به شیرجه
در موج بعد
از خون تازه
آتش زندگی
دیگر گوشت و پوستم را نمیسوزاند
من به مرگ رسیدم
با چشمانی باز
من کلید را بلعیدم (من راز را فهمیدم)
استخوان هایم را جلوی خوک ها بیندازید
+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
-------------------------------------------------------------

-------------------------------------------------------------
سال ها می گذرند,ماه ها,روزها و ساعت ها وایامی را که از دست داده ایم,ایامی تلخ و ننگین داریم.
در کنار شومینه ای نشسته تا از سرمای بیرون در گزند باشد ولی افسوس که خاکستر شومینه سرد تر از او و بیرون است,هوا سرد وبرفی است,بیرون سرد و تاریک,درون تلخ و بی روح,راهی به ذهنش نرسید چطور باید با این سکوت مه سالهاست کنارش است کنار بیاید؟ناگهان فکری به ذهن خسته اش می رسد فکری که همیشه به زمان تنهای می کرده تصمیم می گیرد به اتاق تاریکش برود جایی که صدای لولا های زنگ زنده همه جا را فراگرفته است بوی سرما و نا امیدی در هر جای اتاق پیچیده این کار هم او را راضی نمی کند تصمیم می گیرد که بیرون برد در این سرما,سرمایی که از سرمای درون اش کم تر است هیچ وقت روی را نداشته که سرما وجودش را آتش نزند. لباس به تن می کند لباسی نمناک و بد بو لباسی سیاه و چاک چاک لباسی که او را یاد تمام زجرهایی که کشیده می اندازد.
بیرون می رود سوز و سرما به درون بدنش راه یافته بدی مملو از بد بختی,با هر نفس که می کشد سرما بینی اش را سرد می کند گوش هایش یخ زده ,فکری برای بازگو ندارد افکارش از درون مرداب تاریک و خشمگین درونش بیرون نمی آیند.
ناگهان سایه ای به پیش او می اید کی گوید چه شده چرا غمگینی چرا سرت را در گریبان فرو برده ؟
با همین سوال قلوی او سنگین می شود بغضی که همیشه داشته چشمانش را گرم می کند لایه ای اشک جلوی دید او را می گیرد حرفی برای گفتن ندارد چه بگوید؟ازعمر شومش؟ازسردی و بی روحی درونش؟یا از وجودش که محکوم به مرگ است محکوم به بوسیدن لبهای مرگ؟چه کند نمک بر زخم باز خود برید؟
سلیه باز می گوید چرا گریه می کنی؟مرد قوی ایست گریه نمی کند!
دریغ که نمی داند این مرد دیگر راهی ندارد افکارش مانند میخ بر استخوانش فرو می رود,غم نهانی دارد که نمی تواند بازگو کند.
سایه می گوید ناراحت نباش همه چیز دست توست این تو هستی که راهت را تغییر می دهی برو و زندگی را از نو بساز.
سایه محو شد ولی حیف که نمی دانست که بار سنگینی بر کمر اوست,او رفت و رفت تا در میان برف محو شد.....
صدای لولاهای زنگ زده اتق هنوز می آید بوی نم خانه را در خود حبس کرده او زندگی نداشت آزادی نداشت محکوم بود محکوم به غم..... .
ما زندگی نمی کنیم میان بری زده ایم برای رسیدن به مرگ شادی هایمان همه غم است آرزوهایمان همه جرعه ای تلخ که زبانمان را لمس می کند زندگی راهی نیست جز راه خاموشی... .
......................................................................
خودکشی,ضربه زدن به جسم و سوءاستفاده از ذهن پوچ انسان از سه مرحله اصلی آهنگ های shiningاست.
این گروه depressive and suside black metal از سال 1996 شروع به کار کرد و از همان زمان شروع با مشکلات بسیار زیادی دست و پنجه نرم می کرد و کمتر مردم می توانستند آهنگ های این گروه رو گوش کنند و گروه افرادی را برای پشتیبانی نداشت ولی با این احوال این گونه مشکلات تا سال 2000 بیشتر ادامه نداشت.
گروه با آهنگ هاومفاهیم مبهمی که داشت تعداد کمی از شنوندگان را به سوی خود جلب می کرد.
در زمانی کوتاه Kvarforth آلبوم تازه ای را در سال 98 با نامSubmit to the self destrationو با مذمون خودزنی با لیبل کمپانی selbsomort به بازار عرضه کرد.
در سال 2000Kvarforth خود را برای ضبط آلبوم جدید آماده کرد اما با مشکلات مالی و کم بود اعضا مواجه شد و با آمدن Insisبه گروه کمی از بار مشکلات کاسته شد و این گروه آلبوم جدیدش را با نام Whiten deep dark chamber را با حضور وکال گروه Behthlehemضبط و با تعداد تیراژ بسیار کم به بازار عرضه کرد.این لاین آپ تا دو ماه به طول انجامید و آلبوم دیگری را با نام Livest aendhIIplats با تاثیر گذاری صدای زیبای وکال و آهنگ خشونت بار را ضبط کرد.
چندی طول نکشید که Ciroinتصمیم به ترک گروه کرد و جای او راPhil.Aو یک ماه بعد نیز Wedebrond "روه را ترک کرد و بخاطر این تحوالات Kvarforth نا امید از ادامه یافتن کار گروه شد ولی در مدت کوتاهی با آمدن درامر بزرگ کروه میهم hellhammerبه گروه نورها شکافی بر ناامیدی او باز کردند و با پشتیبانی Hell hammerگروه روح تازه ای به خود گرفت.
درهمان زمان آلبوم جدید Shining در سال 2002 با نام Angst.Sj lvdestruktivitenens Emissarieرا به بازار عرضه کرد در این آلبوم صدای گیتار Insis غوغایی به پا میکند ضرب های سریع hell hammer مانند همیشه رو آهنگ را سرد می کند این آلبوم با موفقیت چشم گیری روبه رو بود و توانست افراد زیادی را به طرف خود بکشاند.
Kvarforth ,hell hammer وphila.AوInsisدر سال 2003 تصمیم به تغیر مذمون آهنگ ها کرد آنها می خواستند با منحرف کردن و تحریک شنوندگان و ترویج خودکشی و خودزنی در آهنگ هایشان زیبای موسیقی را به شنونده القا کنند و افرادزیادی از جمله مازوخیسم ها را به طرفداری از گروه از جا بلند کردند.
حال در سال 2005 shining از بندهای نام آوازه و به ثبت رسیده جهان است و کارهای خود را با شرکت فرنسوی osmose proلیبل می زند اما بعد از تمام مشکلات shining دوباره شروع به کار کرده و افرادی مانند:Ludvun hvit(Drums),Jhon deo(guitar),Hallander(bass)وCasado(guitar)را برای ادامه کار گروه اماده کرده این شروعی جدید برای shining است.
اطلاعات در باره ی تغییرات گروه:
1-Hell hammer :drum
2-Phil.A and Cirone:bass and keys
3-Insis guitar
4-Kvarforth:vocals
Discography:
Submit to self destractin EP 1998
Shining | within deep dark chamber 2000
shining || livest aendhIIplats 2001
shining ||| angst sjludestruktivitetens Emissarie
Dolorian/shining Splt 2004
The darkmoon sessions 2005
Hal,stad 2007
...........................................................................................
The claw of perdition
A suicidal haze, unreal like a torturous dream
old stinging mental wounds, still raw and fucking bleeding
drowning in the womb of misery, the mother of depression
the slaughter of all hope, the grim death of compassion
sell your soul to evil, sell your soul to death
... suicide, suicide, suicide, suicide, suicide, suicide, suicide...
a dead empty stare into the ruins of my world
a world i have already left, so many years ago
(whispered)
there are no more barriers to cross
all i have in common with the uncontrollable and insane
the vicious and the evil
all the mayhem i have caused
and my utter indifference to the world
i have now surpassed
my pain is constant and sharp
and i do not hope for a better world for anyone
in fact, i want my pain to be inflicted on others
i want no one to escape
but even after admitting this
there is no katharsis
my punishment continues to illude me
and i gain no deeper knowledge of myself
no new knowledge can be extracted from my telling
this confession has ment
nothing
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(ناخن کشیدن بر روح)
افکار شوم خودکشی همچون یک رویای عذاب آور و دردناک
زخمهای کهنه و دردناک روحی ولی تازه و کشند
فرو رفتن در بدبختی … افسردگی
کشتن تمام آرزو ها…مرگ ظالمانه تمام عواطف و مهربانی ها …
روحت را به شیطان بفروش…روحت را به مرگ بسپار
خودکشی … خودکشی … خودکشی …خودکشی …..
مرگ به خرابه های دنیای من خیره شده است
دنیایی که سالها پیش آنرا ترک کردم
هیچ سدی برای عبورم نیست
تمام آنچه داشته ام از دیوانگی و مجنونی
خباثت و شیطان
ویرانی هایی را که بوجود آورده ام
بی اعتنایی کامل به دنیا را
من کسب نمودم
درد من دایمی و کشنده است
و من دنیای بهتری را برای هیچ کس امید ندارم
در حقیقت من میخواهم دردهایم به دیگران نیز سرایت کند
اما بعد از اقرار تمام این ها
هیچ تهذیبی وجود ندارد
شکنجه ها مرا در بر گرفته اند
و من هیچ معرفت عمیقی از خود بدست نیاوردم
هیچ شناخت جدیدی ازگفته هایم حاصل نمیشود
این اقرار من معنایش این است : هیچ ! ... .
لیریک پر معنایی رو که مطالعه فرمودید از بند shining بود . نام این آهنگ the claw است ... سخن اصلی این ترک در حقیقت دعوت به خودکشی و رها کردن خود از دنیای فانی و بی ارزش میباشد ... و همانطوری که در معنا پیداست نویسنده هیچ دنیای دیگری را برای ادامه ی حیات در نظر نگرفته است که این عقیده جزو اصلی عقاید بند های depressive میباشد .
در کل توضیح زیادی برای این لیریک وجود ندارد بدلیل اینکه تمام موضوعاتی که میبایست ذکر بشه در ترجمه نمایان است .
با امید بر اینکه لیریک رو مطالعه کرده باشید و از بیت بیت این شعر زیبا درس هایی گرفته باشید .
در آخر باید این نکته رو ذکر کنم که این وبلاگ تا آخر دیماه آپ نخواهد شد ولی این بر این معنا نیست که وبلاگ تعطیل شده.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


IV - The Eerie Cold Full-length, 2005
(دانلود آلبوم مربوط به لیریک ترجمه شده)



lamentos antes de fallecer (mp3) DL

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

Tiefe (2006)
1. Durch den Abendnebel... (sample)
2. Zu den Sternen... (sample)
Obscurity demo (2004)
1. Loneliness
2. Dreaming Forest

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در مورد دانلود ها باید بگم خواستم با یند های depressive که زیاد شناخته شده نیستن آشنا بشید (البته به جز بند cryfemal) . و در آخر هم اینو باید ذکر کنم که من وقت زیادی برای آپلود آهنگ ها نداشتم و به همین دلیل حتی آهنگ هایی رو که خودم از این بند ها داشتم رو آپلود نکردم و از home page های این گروه ها برداشتم و برای شما قرار دادم . در ضمن به همگی پیشنهاد میکنم آلبوم های MRAK رو دانلود کنند ....
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
درود بر دوستان عزیزم امروز می خواهم بحثی را پیش بکشم که نه تنها در کشور ما بلکه در تمامی کشور هایی که دین را به عنوان راهی درست برای زندگی بر گزیده اند و معضلی اساسی برای خود بوجود آورده اند.چرا دین؟دین چگونه راهی است؟چرا باید دینی را قبول کنیم که به ما القا شده است؟این سوالاتی است که بسیاری افراد به آن نمی اندیشند وبا ترس از وجودی بزرگ شده توسط خودشان که همان خداست خط مشی بر تفکرات خود می کشند و وجود این ترس مانند چوبی مانع از بروز این تفکرات نو ست.

دین القا شده به ما با توجه به کامل نبودن,ضعف درونی نه تنها در اسلام بلکه در تمامی ادیان مانع پیشرفت فرد و جامعه است.امروزه در کشورهای تند روی دینی الیناسیون یا همان غرب گرایی را اشتباه می نامند و این گونه تابو های غلط اخلاقی موجب عقب ماندگی شده است و مذهب غلظ در این نوع تفکرات غلط دخیل است. لازم به ذکر است افراد با کمی تفکر به این نتیجه رسیده اند که دین مشکل زا و چهارچوب اخلاقی غلطی است.
می توان گفت بیشتر افرادی که وارد سبک غنی موسیقی یعنی متال شده اند خواسته یا ناخواسته.آگاهانه یا ناآگاهانه
,دین را ترد گفته اند و این نشان دهنده غنی بودن اعتقادات درونی متال است.ولی آیا راهی برای پروراندن این تفکرات وجود دارد؟خیر زیرا پشتوانه و زمینه ای برای این افراد برای بروز آنچه به آن رسیده اند نیست واگر خود نیز به گفتن ای تفکرات به پردازند خود را در مخمصه ای بزرگ قرار داده اند.
امروزه دین یک دگم جنسی و اخلاقی ست و افراد را نیز در این چهارچوب غلط قرار می دهد
.بهترین دین,دین خود باوری ودین پیشرفت است که هیچ ستون اولیه ای برای بازگوی این مشکلات برای ما نیست .افرد با تضاد بین دینی که به آن باور دارن و نظراتی که پذیرفته اند فکر می کنند ولی به دلیل اعتقادات غلط ایجاد شده نظرات درست خود را نیز رد می کنند.چرا؟برای انکه دین به اشتباه پذیرفته شده ی آنها.من نمی گویم دین را رد کنیم و خدا را ترد کنیم می گویم برای باور این دو تفکر کنیم حلاجی کنیم چه چیز غلط و چه چیز درست است.بله
,خدایی وجود دارد ولی نه آن طور که به ما دیکته شده است او نیروی عظیم است,نیروی مثبت و قابل استفاده که راهی است برای رشد و تکامل برای رسیدن به این وجود نیازی به توضیح معانی ویا دیدن آن نیست بلکه خود باید به آن پی ببریم ویا حداقل درست را از غلط تشخیص دهیم. مثالی ساده می زنم اگر دقت کرده باشید افرادی که به سوی suiside وdepressive black metalمی روند هنه فقط به دلیل شیوای بیان نوت ها و یا زیبایی موسیقی تحت تاثیر آن قرلر می گیرند بلکه به خاطر نیروی عظیم اطرافشان و انرژی های ساطع شده دپرس می شوند و یا دست به خودکشی می زنند.باید به این درک برسیم که دین مسئله ای درسی نیست که به ما یاد داده شود بلکه این ما هستیم که باید به آن برسیم و یا آن را رد کنیم.چرا نباید آزادی برای بیان درونمان داشته باشیم؟آیا بهتر نیست با دست نشاندن نفکرات صحیح فرهنگ و دینی استوار داشته باشیم؟منظور من غرب گرا ایست نه غرب زدگی ما نیاز به کمی غربی اندیشی داریم زیرا خود در حال پیشرفتیم و با کمک از تفکرات درست می توانیم موجب تعالی خود و دین خود باشیم.
این همان مضمون فلک بودن موسقی بلک متال در ایران است ما در ایران پشتوانه های موسیقی راک و متال نداشته ایم که امروز بخواهیم متال با زمینه ی صحیح فلک گونه داسته باشیم البته من چند روز پیش با لرد ارس چت می کرم و او مضمون فلک را مختص خود فردمی دانست و به من چنین گفت :که فلک به معنی موسیقی مختص ایران و درون مرزی نیست بلکه به خود هنگ ساز بستگی دارد و به تراوشات ذهنی او(آخر من موسیقی را فلک می دانم که فابل هضم برای من باشد موسیقی بلک و اصیل ایرانی )این موسیقی به ما تحمیل شده
.و ما موسیقی از درون ایران نداریم و تمام بر گرفته از موسیقی های نروژو دانمارک و... است.دین نیز همین است به ماتحمیل شده و پیش زمینه ای برای درک صحیح ویا تغییر آن نداریم.این دین نوعی دگم جنسی (منظور من از دگم جنسی که در فلسفه کانت در باره این موضوع بحث شده است این است که تفکرات ما هنوز تفکراتی قدیمی و تعصبی است و با تغییر اولییه این تعصبات می توان پله ای برای پیشرفت بوجود آورد.) برای ما بوجود آورده و ما را از پیشرفت دور کرده است جوامعی موفق اند که اگر دین دارند راه های آزاد استفادی از آن را نیز داشته باشند.

حال می خواهم کمی مثبت به این بحث فکر کنم در بعضی مواقع خدا و دین نوعی مرحم و آرامش را برای ما به ارمغان می آورند شاید برای شما هم پیش آمده باشد که در بعضی مواقع شما از آن چیز که باور ندارید درخواست می کنید.می توان به جرعت گفت که در تتمعه قلب تمام انسان هاکمی اعتقاد به آن چیز که حتی با آن مبازره می کنند هست و این دلیلی برای درست بودن این دو تعریف یعنی دین و خدا نیست زمانی می توانیم نسبت به این دو تعریف ادعایی داشته باشیم که درک درست و صحیحی از آن دو داشته باشیم که موجب رشد بشود.
من خود خدایی را قبول خواهم داشت که موجب تعالی من باشد
,انرژی که مانع تفکر من نشود و وجودی که به من آزادی آزاد زیستن بدهد.وجود موسیقی مانند بلک متال که به ما از انتقاد و فلسفه می گوید و به ما راه صحیح اندیشیدن می دهد
من خدا و وجود دین را به خدا تشبیه نمی کنم بلکه او را توجیحی برای سوالات می دانم خدایی که من به باور درست از او خواهم رسید.چرا ما نباید خدایی را بپذیریم که خود به او رسیده باشیم و خود او را باورداشته باشیم؟دینی داشته باشیم همراه با ملایمت و خمیدگی
,دینی آزادی خواهآزادی دوست دینی که بتواند با ملزمات امروز دست و پنجه نرم کند دینی ساده و کلی.چرا باید دینی را انتخاب کنیم که خود را متمایز نشان دهیم؟آیا این راهی برای درست زندگی کردن است؟ نمی دانم اما خیلی ها امروزه به ادیانی مانند satanism,TAO,Kalmiraism یا همان طبیعت ستیزی ایمان آورده اند و هیچ اطلاعاتی نسبت به این ادیان ندارند و فقط نوعی تمایز و تفاوت را با دیگران برای خود بوجود آورده اند. این ادیان دست نبشته های خود انسان ان و هیچ وقت درست و کامل نیستند برای مثال ادعای شیطان پرستی در ایران در حال رشد است و این هم بخاطر جنبش نو پای بلک متال در ایران است این دین نیست به خاطر ادعای غلط و نوعی تفاوت جمعی است ما نمی توانیم داخا فرقه باشیم که که پر از تناقض است از جمله اسلام و مسیحیت و شیطان پرستی و.... .
هر چیز هم بگوییم دین مسلک غلطی است که به اشتباه در حال رویش است و این غلط دست خوش تفکرات غلط است که می توان با کمی تغییر در این اعتقادات قدیمی و تحریف دین کهن آن را به دینی نو تبدیل کنیم که خود آن را قبول کرده و پایبند آن هستیم و ستون های نو را پایه ریزی کنیم.
سخن آخر:
تفکرات سیاه و پوچ,غم های درونی ,باری سنگین بر روی دوش ماست. شانه ها خسته و بدن ها خونین ,چرا باید این طور سخت باشد؟چرا؟راهی برای راحت فکر کردن نیست,چوب سیاهی بر بالای سر ماست,هر غلط صدها ضربه هرضربه هرازان سوزش وهر سوزش یاد آورد اشتباه در زندگیست,چطور باید زیست؟آیا به این شدت سخت ؟راهی برای ازادی نیست؟مرگ؟صبر؟آیا به دنیا آمده که آن برویم؟راهی هست!در آن دور دست نوری تاریکی را شکافته ,دره ی سقوط را آماده کرده....
در پایین میتوانید آلبوم و یک لیریک از بند ancient مطالعه و دانلود کنید.
بدرود در سایه ی آن چیزی که تاریکی را به ارمغان می آورد.
َAncient :
--------------------------------------------------------------------------------
Willothewisp
[Her] Nights spent succumbing to the brilliance of Blackeyes, feeling the
warm embrace of your hand, memories like salt on a wound, dominate my new
found spirit land.
Seeking wisdom in the darkness hovering helplessly around our pain crying
with absence of real tears, like a child born in vein.
I can no longer bear to watch you cradling my form. Wrenching out bloody
drops of desperation's futile storm. Welcome to the Willothewisp my love.
Deaths arduous game. Mocking times insanity foreshadowing years of reign.
[Male] Oh my perfect princess, hard and cold as stone. I shall trace your
lips with crimson. I'll protect you; they can't have you to bury, to leave
me. Slay all who dare touch my pretty doll, it will be bloody paradise, a
misanthropes ball.
[Female] I hear you and beseech you, find a way to understand. Kill them
for my body and be left with grains of sand. Do not waste your life in
vain, protecting that which feels happiness nor pain.
Willothewisp my love, is forever now what be. Willothewisp my darkened
darling can not be taken away from thee.
[Male] I feel your essence all around me, and see you dead on our floor.
Realize it would kill me to see you dragged out like a rotting whore. The
dead are not theirs to take, fuck their reality. I seek revenge. Fuck their
stupidity, your death will be avenged.
My princess is not their dead slave, to tear apart and fit inside a holy
lonesome grave.
[Female] Ahh! You torment me with endless worry. A doll is what is left of
me, to kill it, insanity! Wake up live your life. Do not waste it in my
name.
[Male]
No! Why? Your body comforts me. Please understand. It is a Willothewisp my
love, but at least I would have command.
Help! Help! Ahh! I can not take this, my heart was black to all but you,
and now you're dead. I need you in any form. I want you. Separation is what
permeates the fear of death. Ahh! Ahh! Come back!
[Female] My essence is always with you. Hovering over you and what was I of
my love and perfect self, I never meant to die. It's all right, do as you
wish. I want my body to be with you.
[Male] I see them coming, my pulse quickens, my long blade smiles. Get away
from her! Bastards, pawns! Die, you are worth nothing, Die!!
They are dead as well, now bags of worthless flesh. How dare they try and
take you, Ha! Ha! Ha! We are free together.
[Female] You shiver like a broken child before me, clutching my cold hand
wet with tears, you kiss my hand and lips, and I feel nothing.
[Male] A presence looms about me, whispering like morning dew. My perfect
death doll princess, I stay here forever with you.
[Female] He has won my body, but now he is insane. I reach out to dry his
tears, only to find I am like wind to rain.
[Both] Willothewisp is torture, deaths arguous game.
Willothewisp is hidden boundaries, foreshadowing years of pain.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------
توضیحات
اول میخواستم یه توضیح کوتاه در مورد این شعر بدم.اگر شما دوستان کلیپ تصویری این آهنگ رو گوش بدید متوجه وجود عوامل و عناصر زیادی میشید که هر کدام از این عناصر بیانگر معنی خواصی میباشد . به همه دوستان این پیشنهاد رو دارم که حتما این کلیپ رو تهیه کنن و با دقت تماشا کنند.با عرض پوزش من به دلیل وقت کمی که در اختیار داشتم نتونستم این کلیپ رو برای شما دوستان آپلود کنم ولی کل آلبومی که مربوط به این ترک میشد رو برای شما آپلود کردم که دوست دارم همگی دانلود کنن و استفاده کنن(بخصوص ترک willothewisp).این ترک از نظر من یکی از شنیدنی ترین کار های این بند میباشد که با ترکیب صدای شنیدنی وکال زن (Ericht) و همراه شدن آن با صدای خشن Kaiaphas به یک شاهکار تبدیل شده است.در زیر معنی این شعر کامل نوشته شده و از همه ی دوستان میخوام که اول خود آهنگ رو دانلود کنن و بعد این لیریک رو مطالعه کنند...
______________________
willothewisp
(پاکبان عشق)
راوی زن:شب با به زانو در آمدن در مقابل چشمان سیاهت گذشت.با احساس گرمی دستانت خاطراتی که همچون پاشیدن نمک به زخم است و تسخیر سرزمین روح من.در جستجوی عقل در تاریکی که نومیدانه در اطراف درد و رنج ما چنگ می انداخت بدون درد و رنج واقعی مانند کودکی که در خون زاده میشود.
من بیشتر از این نمیتوانم تحمل کنم که تو گهواره من را تماشا کنی و قطرات خون نومیدی و بیهودگی را به اطراف بپراکنی.خوش آمدید به محافظت عشق من....مرگ بازی دشواری است ........استیلای سال های جنون آمیزی که بر زندگیش سایه افکنده بود.
راوی مرد:شاهزاده خانوم زیبای من که چون سنگ سرد و بیمار شده است.من میبایست لبهای خونین رنگت را رسم کنم.من از تو نگهداری خواهم کرد.آنها نمیتوانند تو را دفن کنند تا مرا ترک کنی....به قتل رساندن تمام کسانی که جرات کنند عروسک ناز من را لمس کنند برایشان یک بهشت خونین خواهد بود ....متنفرم از آدمها .........
راوی زن:من تو را میشنوم و میجویم, راهی پیدا کن تا بفهمم.....به خاطر من اونها رو بکش و با سنگریزه بپوشان و مدفونشان کن .زندگیت را به بیهودگی تلف مکن و آنهایی که خوشبختی و شادی را حس میکنند حفظ کن...
اکنون برای همیشه محافظ عشق من خواهی بود...ای محبوبه ی مهجور من تو گمراه نخواهی شد.........
راوی مرد: من عطر تو را (حضور تورا)در تمام اطراف خودم احساس میکنم و تو را در تمام اطراف اتاق میبینم.واقعا من خواهم مرد اگر تو لکه دار شوی.....این جسم مال آنها نیست که ببرند....نابود باد واقیتشان....من انتقام میگیرم....آنها احمق اند...مرگ تو را قصاص خواهم کرد....شاهزاده خانوم من برده آنها نخواهد بود....تو را در یک معبد مقدس قرار خواهم داد....
راوی زن: تو مرا با این نگرانی پایان ناپذیر عذاب خواهی داد ....یک عروسک از من به جا مانده است....آن را با دیوانگی از بین ببر....زندگیت را با نام من هدر نده....
راوی مرد: نه!چرا؟!جسم تو به من آرامش میدهد ....این رو بفهم ....این بک محافظت از عشق من است....اما من تحت فرمان تو ام....کمک....کمکم کن .... کمکم کن .... من نمیتوانم این را درک کنم .... قلب من برای همه سیاه شده بغیر از تو ....و اکنون من محتاج تو ام....در هر شکلی .....(چه مرده چه زنده .....)من تو را میخواهم ....جدایی چیزی است که مرا از مرگ میترساند .....برگرد .....
راوی زن: حظور من با تو همیشگی است .....پیرامون تو ام ...و عشق من و نفس من با تو است....من هرگز نمیمیرم درست است هر جور دوست داری رفتار کن من میخواهم جسمم با تو باشد .....
راوی مرد: من میبینم که آنها می آیند .... شمشیر خندان و حیات بخش من ....دور شوید ای حرامزاده ها بروید .....بمیرید .... شما هیچ ارزشی ندارید....آنها هم مرده هستند با گوشتهایی بیهوده ....چگونه جرات میکنند که تو را بگیرند .... ما با هم آزادیم ......
راوی زن: تو میلرزی ....مثل یک بچه ....دستهای سرد من را با اشکانت بگیر(غوطه ور کن)....دستها و لبهای من را بگیر و ببوس و دیگر هیچ چیز نمیخواهم .......
راوی مرد: این شبهی از من است مانند روشنایی صبحگاه....ای شاهزاده خانوم مرده ی من ....من اینجا همیشه با تو ام ....
راوی زن: او جسم من را صاحب شد ....اما اکنون او مجنون است .....من میخواهم اشک های او را خشک کنم .....مانند بادی برای باران.....
هر دو نفر : محافظت و نگه داری یک بازی و شکنجه مرگبار است....پشت مرزها پنهان است .... و سایه انداز درد است ....
---------------------------------------------------------------------------
در آخر هم باید بگم که این لیریک کلمه کلمه ترجمه نشده و یه ترجمه مفهمومی داره ...ولی اصلا به یک بار خوندن اکتفا نکید صد ها بار بخونید ....امیدوارم که به طور کامل درکش کرده باشید و منظور ما رو هم فهمیده باشدید ....
______________________________________________________________
Mad Grandiose Bloodfiends - 1997

Sleeping Princess Of The Arges
Black Funeral (Mercyful Fate cover)
( ویرایش شده در یکشنبه ۱۹ آذر ۱۳۸۵)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
درود بر تمامی دوستان خوبم در این مدت که آپ نکردم مشکلات زیادی داشتم فردی وب لاگ قبلی من رو هک کرده بود و من مجبور به ساخت مجدد این وب لاگ شدم خوشحال می شم من رو در اداره این وبلاگ کمک کنید.

Nortt
بند تک نفره دانمارکی که نام و آوازه اش در همه جا پراکنده شده و کارهای او از ترکیب درون ریشه های غنی بلک متال است و خود را بندی Depressive black funeral doomمی نامد و آهنگ های او بسیار غمگین سوز آور و در عین حال انسان گریز است.(Anti humanityi.اعتقادات او بسیار با ارزش و قابل پیروی است او فردی ضد مذهب(Anti religon)و طبیعت گرا ست و این اعتقادات را در کارهای خود دخیل کرده و به خاطر همین آهنگ های او در عین حال غمگین , گیراهست.
کار او در پاییزی سرد در سال 1995 شروع شد,آغازی برای پایان عقده و رنج آغاری از درون جنگل سرد ذهن و سروعی خونین برای جاودانه کارها.

کارهای او با چارچوب اصلی دپرسیو بود در طی 3 سال به جمع آوری دقیق اعتقادات کرد و پاییه اصلی آن را NihilismوAnti humanityiو وجود نداشتن دنیایی دیگر نهاد. او کارهای خود را با سبک هایی همچون Ghasty black metalوMelancholic doomهمراه ساخت. در تمامی آهنگ های نورت پیامی از مرگ و وجود نداشتن دنیایی دیگر و همچنین تنفر از بشرییت به خوبی حس می شود آهنگ های او نوری سیاه را بر روی شنوده پراکنده می کند و فرد را با وا قعیت های این دنیای پوچ آشنا می کند.
در ماه اکتوبر سال 1997 در سیاه ترین دوران تاریخ بلک متال آهنگ Nattetele(Night tale)را ضبط کرد آهنگی تاریک فضا سازی بسیار سرد که زیبایی آهنگ را از همان اغاز می توان متوجه شد.آغازی زیبا ,سرد و تاریک برای Norttبا این آهنگ بود.
سال بعدی از ریلیز آهنگ او ترک دیگری با نام Dïden(The death)با مضمون کفرگویی وضد مقدس گرایی را ضبط کرد این کار نیز از نظر درون موسیقی بسیار با ارزش بود آهنگی سوزناک,سرشار از تنفر.
در سال 1999 Graven(the grave)به بازار بلک متال عرضه نشد و تیراژ بسیار پایینی داشت و این آلبوم ر سال 2004 بصورت رسمی ریلیز شد که توضیح خواهم داد.gravenآلبومی با ارزش چهار چوبی ضد مسیحیت و دین را چهار چوب و ننگ برای انسان می داند و مذهب را محدودیتی برای ذهن می داند.
کارهای norttچند سال به تاخیر انجامید و بالاخره در سال 2002 باز هم آلبوم Gravenبصورت کامل تر ولی با تیراژ100 عدد به بازار عرضه شد و بعد از محدودیت های که برای norttدر سال 2002 بوجود آمد مجبور به کار با کمپانی Italian naggot شد و چند ماه بعد EPبا نام Hedengang(The passing)را در اعماق گورستان ذهن خود ریکرد کرد آهنگ هایی سرشاز از معنی غمگین و درون مایه ای خشن را در خود جا داده بود.
در پایان آپریل سال 2003 کمپانی possesion darkکاستی را با نامMournful monument1998-2000را با کیفیت پایین ضبط کرد که بیشتر نیرو های درون انسان و ضد انسانیت را در بر می گرفت.
در همان سال آلبومی را با نامGudsforladt(Gods Forstaken)را ضبط کردی ولی به ریلیز نکرد.بیشتر گرایشات این آلبوم نا مقدس بودن مرگ بدون فکرد و بیهوده بودن انسانیت است این آلبوم را بعدها بوسیله کمپانی Danish deihard bloodline در فوریه سال 2004 با تعداد 1000 عدد به بازار عرضه شد.
در همان سال کمپانی Swedish total holocuastآلبومGravenرا لیبل زد و به صورتFull leght Cdبه بازار عرضه کرد با این تفاوت که آلبوم با تیراژ بالا رلیز شد و موفقیتی برای Norttبود.در دسامب همان سال نیز همان کمپانی سی دی از Nortt وXasthur (که به صورت Suiside black metal است)را با همان نامHedengangبه صورتEPبه بازار عرضه کرد و کمپانی آمریکایی Doomed north USنیز به دلیل زیبایی این EPلیبل زد و به بازار با تیراژ بالا عرضه کرد.

Ligfard(Funeral mareh)
در جون سال 2005 در این سال هایی تاریک بلک متال ضبط شد و بدلیل پشتیبانی بیشتر از کمپانی Possessionآلبوم با کیفیت بالا ضبط شد و به بازار عرضه گشت البته کمپانی های دیگر نیز از جملهTotal holocuastوCryptia death roleنیز به بازار عرضه کردند.آلبوم جدید Norttنیز در مارچ سال 2006 ضبط شده که استیل قدیمی خود یعنیDepressive وFuneral doomرا حفظ کرده و افرادی که واقعا" به این بند علاقه دارند این آلبوم را حتما چندین بار گوش دهند.
کلام آخر:
در فضایی تاریک و سرد ,سرمایی که بر صورت بر خورد می کند,اندام ها خسته,پاها نای قدم بر داشتن را ندارند,صدای نفس ها شنیده می شود,در آن دور دست مکانی برای آزادی است,مرگ سوسو می زند,ذهن قدرت تمنا برای مرگ را ندارد,مرگ؟زیستن؟آیا درست است ایت طور ناآگاهانه زیستن؟آیا راهی برای نجات و آزادی هست؟دیگر سرما در همه جای او رخنه کرده است به سوی تاریکی در حرکت است,چیزی نیست جز سرما جز مرگ و وجودی پوچ و بی مفهوم,راه آزادی چیست؟مرگ!... .
دریافت آلبوم DODEN - 1998

---------------------------------------------------------------

درود به تمامی دوستان خوبم بعد از مدتی دوباره دارم آپ می کنم مطلب امروز درباره بند تک نفره Abyssic hateکه خودم عاشق کارهای این بندام هم به خاطر دپرسیو بودنش و هم بخاطر فلک بودنش کارهایی بسیار خشن به همرها صدایی گیرا و آهنگ هایی پر محتوا.
Abyssic hate
در سال 1۹93به صورت تک نفره شروع به کار کرد یکی از جذابیت های کارهای او اعتقادات خشن و هم چنین خواندنی است.او اعتقاد بر این دارد که 99%مردم افرادی بی بضاعت و بی خواصیت اند و این افرادبیهوده به دنیا آمده اند .بیشتر آهنگ ها مربوط بهAnti Humanitiyاست و به این امر که مردم بیهوده باید از بین بروند پافشاری می کند(شاید از نظر شما این عقاید کمی خشن باشد ولی این واقعیتی است که هر کسی به آن می رسد.)Abyssic
از همان شروع کار با مشکلاتی روبه رو بود از جمله کمبود مالی.نبود جا و نداشتن استدیو وبخاطر همین کارهای این گروه با کیفیت کمی به بازار عرضه می شود.نظر او این است که آهنگ های من برای افرادی است که می اندیشند نه برای نوجوانان وافراد کوته اندیش او گروه هایی را مانند Impaled nazarene,Cradle of filthوDimmuرا مایع سر خوردگی بلک متال می نامد.
تعداد کارهای غنی و زیبایی از این گروه به بازار عرضه شده...
اولین آلبوم Abyssicبصورت دمو در سال 1994 با کمک استدیو 24-Rockبا استیل raw blackبه بازار عرضه شد البته تعداد سیدی های عرضه شده از 100 عدد تجاوز نمی کند.
البته لازم به ذکر است که تمام این البوم در زمانی حدود 20ساعت ضبط شده و کارهایی بسیار خشن وبر گرفته از گروه بزرگDarkthron است.
آلبومی دیگری با نام Deprsionدر همان سال با لیریک بسیار کوتاهی نوشته شد ولی به بازار عرضه نشد می توان گفت که صدای سازها در این آلبوم بسیار زیر و گوش خراش است ولی همین کارها بصورت ریمیکس در آلبوم بعدی با نام Life is pain in the neckدر سال 1995 ریکرد شد کارهای این آلبوم بیشتر حماسی با صدای و پاور وکالینگ بسیار بالا البته این باز دیگز تعداد سیدی های عرضه شده فقط 10 عدد بود ولی این آلبوم 58 دقیقه ای به طور غیرعلنی از انسان بودن بیزار است و انسان را شخصی ضعیف می داند.
آلبوم بعدی در سال 1997با نامUnited by heathen bloodزمانی که بند Det Hedenske با استیل فلک بلکبا abyssicدر رکورد آلبوم کمک های ارزشمندی کرداین دو بند که هر دارای اشتراک عقیدتی بودند(anti humantyiand Anti commential)شروع به کار کردند و آلبوم را به حالت دمو در همان سال به بازار عرضه کردند.
آلبوم بعد این گروه از موفق ترین کارهای گروه است که با نام Enternal damntionدر سال 1998 پس از کمی تاخیر ریکرد شد و با تعداد بسیار کم که حدود 500 عدد بود ریلیز شد.آهنگ های بسیار سریع نشان دهنده نفرت و انتقاد از انسان هاست.abyssic در آلبوم بعدی تصمیم به تغییر سبک کرد و بیشتر به دپرسیو گرایش پیدا کرد قبل از ریکورد آلبوم بعد آلبوم کاوری از گروه پر آوازه ءAbsurdوTributeاز همان گروه را ریکورد کرد که Unrealese در اختیار اطرافیان خود عرضه کرد. تک ترک Betrayedبا استیل دپرسیو خشن و ضد انسان و تک نوازی گیتر بسیار زیبا این آلبوم را برای شنونده بسیار دل نشین می کند و تحت تاثیر قرار می دهد.البته این ترک در آلبوم بعد این بند با نامSuicidal emotionرکورد شد و امسال به بازار عرضه شده است آلبوم حدود 1 ساعت و باز هم استیل آلبوم دپرسیو است و بیشتر مضمون آهنگ ها انتقاد از مسیحیت است و چهارچوب اصلی خود که همانAnti humanityاست را حفظ کرده است.Abyssic hateاز بند های تک نفره موفق است که البوم بعدی این بند نیز دز سال 2006 با نامHuman past Crimeرا به بازار عرضه خواهد کرد.

نگذارید من در این دنیا در کنار انسان ها بمی رم در این دنیای خسته کننده و ماشینی من می خواهم در مزرعه باشم مارها پوست بدنم پرنده ها چشم هایم و کرم ها حشرات دوستانم باشند و در همین دنیای خودم بمیرم.
آسمان خون گریه می کند,جویباری از خون,بدن ها کوفته و خیس,ذهن ها مغشوش,چشم ها تیره و,وجودی سیاه در میان سپیدی,زخم هایی عمیق بر روی اجساد خاک خورده,گریه.گریهء خشم است,خون خون بی گناهان,چهره های سرخ نشان از آزادی دارد,خون می بارد,گویی ابر به اشتباه خون گریسته است.
Bloodletting
(Cleansing of an Ancient Race -۱۹۹۴)

My shadowed spirit has become a hollow void
There is no solace nothing left but pain
Forever I am called to cross into the unknown
Yet there is a fear which I don't understand
I must retreat from this grasp of life
Embracing the dark, rejoicing in this pain
Forever I'll roam in the realm of my God
I shall escape all that I hate
I am beyond their emotions
I am at one with the dead
Revile and despise the traditions of mankind
Crush the barriers that enslave your soul
And pass the gate to the netherworld
Enter the realm where evil prevails
I drift off into foreign worlds from the fear of mortal life
Pains of steel sweep my arm; I seek the land where humanity dies
The blade does caress my neck and the life flows from the wound
No longer to be mortal, I'll now exist as a God
----------------
رگزنی-حجامت
سایه روح من تبدیل شد به یک پوچی باطل
هیچ آرامشی وجود نداشت...هیچ چیز خارج نشد...اما دردناک بود
برای همیشه من صلیب را به عنوان یک چیز بی شهرت و پوچ مینامم...
هنوز هم یک ترس و وحشت وجود دارد که من نمیفهمم
من میبایست عقب نشینی کنم از این زندگی که برای ادامه به آن زور میزنم(جان میکنم)
در آغوش گرفتن تاریکی شادی است در این درد
برای همیشه من میخواهم پرسه بزنم در محدوده ی سلطنت خداییم
من میبایست از تمام چیز هایی که از آنها تنفر دارم فرار کنم....
----------
من برتر از تمام هیجانات و احساسات آنها هستم
من با مرگ یکی هستم....
---------
نا سزا و نفرت جزو زات بشر است
له کن مانعی رو که نمیزاره تو به اون چیزی که میخواهی برسی
و عبور کن از دروازه هایی که تو را به جایی فرای اینجا میرسونه....
وارد به جایی شو که evil در آنجا سلطنت میکند
--------
من خارج میشوم به سوی یک دنیایی خارج از ترس این دنیای فانی
این درد فولادی بازوی من رو فرسوده کرده...من سرزمینی را جستجو میکنم در جایی که بشریت مرده....
تیع گردن من رو نوازش میکنه و زندگی من از سبب جراحت این زخم جاری میشود...
بلند تری (عمر زیادی) برای این آینده ی فانی وجود ندارد...
هم اکنون من به اراده ی خودم به اندازه ی خدا هستم ....
----------------------------------
من نمیدونم برداشتتون از این لیریک چی هست ... فقط میتونم از زبون خودم بگم کسی که درکش کنه از درد بغزش این قدر به گلوش فشار میاد که دیگه تاب نمیاره و صورتش غرق اشک میشه ....حتما هم آهنگ رو دانلود کنن چون اون موقع حرف من رو درک میکنید.
امید وارم همه از این لیریک و بیوگرافی استفاده کرده باشن ... از تمام دوستانی که این مطلب رو مطالعه کردن میخوام که نظرشون رو بگن و ما رو با انتقاد ای خودشون برای مطالب بعدی آماده کنن....
_______________
_______________
_______________
_______________
_______________
_______________
_______________
_______________
_______________
_______________
_______________
_______________
_______________
_______________
_______________
__________________