تبليغاتX
Force Of Satan
چهارشنبه دوم خرداد 1386
تمام شد!!!
 

 

درود بر همه ناجوان مردان این سرزمین به خاک و خون کشیده شده بر همهء بی غیرت های آزاد سلام بر شما دوست عزیز که در سختی و ظلم زندگی می کنی  لب باز نمی کنی و هیچ اعتراضی نمی کنی.

این مطلب آخرین مطلب وبلاگی که پستی و بلندی های زیادی رو پشت سر گذاشت است.کسانی که خون جگر خوردیم تا دیگران کمی فکر کنند ولی هیچ چیز جز اینکه ایرانیان مردمی ترسو و دورو و بی مسئولیت هستند نفهمیدیم , در هیچ صحنه ای قدرت نشان نمی دهند درست است این ما هستیم .

بی مقدمه آغار می کنم اطرافمان جز فشار و چانه زنی هیچ نیست جز آرزو های پوچ وعشق های فنا پذیر هیچ نمی بینیم. بعد از ۳۰۰ سال فکر مردم تغییر نکرده و همیشه در سایه کثیف دین بوده, اعتراض های مردمی که هیچ فکر نمی کردند, فقط آزروی نادانی بوده و هست و دل خود را با چیز هایی خوش کرده اند که جز لایه ای بر روی فرهنگ و افکاره آزادی طلبشان بیش نیست.بله این دین این چهارچوب از قبل نخواسته شده ما را در این فلاکت غوطه ور کرده است.

امروز بعد از ۲۸ سال , ترس و  وحشتی که در دل های ما جوانه زده بود حال به درختی بلند با خارهای تیز و زهراگین تبدیل شده است.همه چیز را ازما گرفته اند آزادی کوچک ترین حق یک انسان را از ما دور کرده اند و با مهر ننگین دین آن را توجیح کرده اند.همین قشر مذهبیون و ملا ها که امروز قدرت دارند دین را خواسته و ناخواسته , این دین اشتباه را به وجودمان تزریق کرده اند.

ما خودمان نخواسته ایم , به دولت آزادی خواه فکر نکرده ایم , با حرف هایی که به دهان نسل قدیم شیرین بود گول خورده ایم و گول خورده اند.

اگربه فکر آزادی هم باشیم باز هم عمل نمی کنیم  و تغییر در خود بوجود نمی آوریم و این ریشه در تاریخ و افکار پوچ شده ما دارد.

                                               

ترس ترس ترس و گفتن"با این کار من چه می شود چه کسی برایش فرق می کند "قدرت اعتراض را از ما گرفته است. سال های گذشته ما با وجود سر کوب گذشته, با وجود عصیان بوده و هیچ مخالفت و مبارزه و حرفی از گلوی خشکیده ما بیرون نیامده.

امروز کوچک ترین رکن آزادی را از ما می گیرند سر را در آب فر می کنند به پوشش متذکر می شوند و ما را در زیر تازیانه ها پرورش می دهند فردا همین بدن پوچ و عقل خالی از فکر مارا نیز می گیرند همه چیر را صلب می کنند .

سیاست داخلی کشور جز تورم زایی و نفرت هیچ نیست.

سیاست خارجی هم جز تهدید و تحریم خیچ نیست.

مردمی که فقر و ترس زندگیشان را فرا گرفته و دولت سرکوب گر را پذیرفته اند دیگر نای سخن گفتن ندارند چون با همین حرف تکه نان شب شان را هم از دست می دهند.این کشور با حکومت دیکتاتور با سرکوب افراد و افکار همین امید به زندگی را هم از ما گرفته است.ما انتظار تغییر مردم را نداریم چون این کار یعنی انقلاب فکری فرهنگی در این جامعه امکان پذیر نیست.ما خود را تغییر می دهیم و دولت آزادی طلب می خواهیم زیرا با وجود آزادی فکر صحیح پرورانده می شود.

این رئیس جمهور پپولیست(مردم گرا یعنی با رای عوام تثبیت شده) در عین حال در جوامع دیگر آنارشیست افسار این حکومت را به دست گرفته و به دره ی تاریکی هدایت می کند.قدرت های سرمایه دار در جنگ جناح ها و روشن فکران در جدال. این مردم ملعون در میان زغال سنگ و نفت کوره های آنها شده اند.

حال در جای خود  نشسته ایم و با واقیتی آشنا می شویم, ما ایرانیان لیاقت آزاد زیستن نداریم چون نه می خواهیم و نه تلاش می کنیم و بوسیله ی دین, این دین دست کاری شده غلت و با سوءاستفاده ملا ها, در چارچوبی قرار گرفته ایم که مارا در لجن و بی فکری می کشاند و اول زبان و بعد دیدگان مارا کور می کند.

دم از به پا خاستن و فریاد و جنگ نمی زنم دم از تغییر می زنم, از تغییر در افکار و کنار گذاشتن مسایل دینی و غیرتی .

امروز همه چیز را کنار بگذارید ترس از مرگ و خفقان را بشکنید به پا خیزید و تغییر را در خود بوجود آورید که بعد ها نتیجه آن آزادی های بی پایان باشد.

 

برای آزاد بودم می جنگیم و می میریم تا مردمی راحت آزاد داشته باشیم.

بدرود تا روزی که رنگ آزادی کفن های مارا شاداب کند و بر بدن های گذشتگان نقش ببند

 

 

  از آغار تا پایان هیچ نبود.............!

+ نوشته شده در 11:41 توسط Y و X.